نظر علي الطالقاني
279
كاشف الأسرار ( فارسى )
مفضّل ( قدّس سره ) چون در آخر آن حديث طولانى عرض كرد كه مدّت خلافت قائم ( ع ) چقدر است ؟ حضرت در جواب او فرمود كه خدا فرموده فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَ سَعِيدٌ خواند تا عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ 235 ( هود ) . بعد فرمود : عطاء غير مجذوذ آن است كه از ايشان بريده نمىشود بلكه نعمتى است دائمى و سلطنتى است هميشگى و حكمى است كه منقطع نمىشود و امرى است كه باطل نمىشود مگر به اختيار خدا و مشيّت او و آن مشيّت و اراده را نمىداند مگر او . پس فرمود : و بعد از آن ، قيامت و چيزهائى كه خداى تعالى در كتاب خود وصف نموده و بيان فرموده واقع مىشود . و سؤال مفضّل هر چند از زمان سلطنت قائم ( ع ) بود و لكن حضرت بيان استمرار آن سلطنت الهى نمود تا دامان قيامت از براى محمّد و آل محمّد ( ص ) و چون همه نور واحدند پس نسبت تمام آن سلطنت را به هر كدام دادن تمام و بلا كلام است ، با آنكه همهء ايشان قائماند و در بعضى از احاديث بحار چنين است كه : چون قيام نمايد اوّل قائم ما . و در حقّ اليقين نقل كرده اين حديث را كه : از ما دوازده امام و دوازده مهدى است . 236 و حضرت امير ( ع ) در تفسير آيهء إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ 237 فرمود : منم و اهل بيت من ، آنان كه خدا ارث داده به ما زمين را و مائيم متّقين ، يعنى عاقبت سلطنت زمين با ما است . 238 و باقر ( ع ) در حديث طولانى فرمود : دولت ما آخر دولتها است . تا آنكه فرمود : اين است معنى قول خدا وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ 239 پس آخر دولتها دولت ائمّه مىباشد . 240 مؤلّف گويد مقصود حضرت از كلمهء وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ يا خصوص آيهء شريفه است كه ذكر شد يا مطلق اين كلمه در هر جاى قرآن كه بوده باشد . و در حقّ اليقين است كه خداى تعالى بشارت داد پيغمبر خود را به امام حسين ( ع ) پيش از آنكه فاطمه به او حامله شود و اعلام كرد آن حضرت را كه او كشته خواهد شد پس خدا او را به دنيا خواهد برگردانيد چنانچه فرموده وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ 241 الخ و فرموده وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ 242 . به تحقيق نوشتيم در زبور بعد از ذكر حضرت رسول ( ص ) كه زمين را به ميراث مىبرند بندگان شايسته ما . پس خدا بشارت داد پيغمبرش را كه اهل بيت تو مالك زمين خواهند شد ، تا آخر 243 . و احاديث در بحار بسيار است و مؤمن را آنچه گفتيم كافى است . پنجم آنكه از آيهء وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ 244 كه اشاره شد و آيهء وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي